هفت راهکار طلایی تقویت مغز
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٩ : توسط : نادررشیدی

-
دیوارهای اتاقتان را آبی کنید

 

چند سال پیش تیمی از روانشناسان در دانشگاه کلمبیا تاثیر رنگ را بر نحوه تفکر انسان بررسی کردند.در این تحقیق از 600 شرکت کننده خواسته شد مجموعه ای از تست های شناختی را که در پیش زمینه های آبی،قرمز و خنثی نمایش داده می شد،انجام دهند.تفاوت در نتایج تست ها قابل توجه بود.در پیش زمینه های قرمز،عملکرد شرکت کنندگان در مهارت های نیازمند دقت و توجه به جزئیات(مانند پیدا کردن غلط های املایی)بهتر بود.دانشمندان نتایج این تحقیق را این گونه توجیه کردند که چون رنگ قرمز به طور نا خودآگاه در ذهن افراد با خطر ارتباط پیدا می کند،باعث می شود توجه و هوشیاری بیشتری نشان دهد.اما رنگ آبی مزایای روانشناختی کاملا متفاوتی با رنگ قرمز داشت.در این بخش از آزمایش افراد نتایج پایین تری را در آزمون حافظه ی کوتاه مدت کسب کردند.اما در مواردی که نیاز به تخیل داشت مانند پیدا کردن کاربردی خلاقانه برای یک آجر یا طراحی یک اسباب بازی با شکل های هندسی ساده،نتایج در حضور رنگ آبی بسیار بهتر بود. در واقع خلاقیت شرکت کنندگان در زمینه ی رنگ آبی دو برابر رنگ قرمز بود.دانشمندان این تفاوت آشکار را به دلیل همراه شدن رنگ آبی با
آسمان و دریا در ذهن افراد می دانند.رنگ آبی ما را به یاد افق زیبا و ساحل شنی کنار دریا می اندازد و نا خودآگاه باعث می شود احساس آرامش کنیم.بنابراین راحت تر می توانیم روی تخیلات خود متمرکز شویم و به ایده های جدید دست پیدا کنیم.این بار اگه نیاز به خلق ایده های جدید داشتید،فضایی با سقف بلند و پر از پنجره را برای ایده پردازی امتحان کنید یا دیوارهای اتاقتان را آبی کنید.

 

- تکنیک بارش افکار (توفان ذهنی) رابه کار نگیرید

تکنیک بارش افکار پر طرفدارترین روش برای خلاقیت است و قواعدساده ای دارد که برای دستیابی به بهترین ایده در بین ایده های یک گروه باید از آنها پیروی کنیم.اولین قانون این است که نباید هیچ ایده ای را نقد کنیم.چرا که اگر افراد از مطرح کردن ایده های بد واهمه داشته باشند،هیچ ایده ای را مطرح نخواهند کرد. اما نتایج تحقیقات نشان می دهد که بر خلاف تصور عمومی این تکنیک اصلا روش خوبی نیست.کیت ساویر،روان شناس در دانشگاه واشنگتن می گوید:"نتایج ده ها سال پژوهش نشان داده که گروه های بارش افکار ایده های بسیار کمتری را نسبت به حالتی که افراد به تنهایی می اندیشند و در مرحله بعد ایده هایشان در کنار هم قرار می دهند،مطرح می کنند."مطالعه ای که توسط روانشناسی به نام چارلان نامث در دانشگاه برکلی انجام شد نشان می دهد که این مشکل در قانون شماره یک تکنیک بارش افکار ریشه دارد که نقد کردن ایده ها را ممنوع می کند.او265دانشجوی دختر را در تیم های 5 نفره تقسیم کرد.برای همه ی تیم ها مساله ی مشابهی مطرح شد."چگونه می توان ترافیک شهر سان فرانسیسکو را کاهش داد؟"تیم ها20 دقیقه زمان داشتند که هر تعداد راه حلی را که می توانند ارئه دهند.اما به هر یک از تیم ها به طور تصادفی یکی از سه روش ارائه پیشنهاد محول شد.روش اول"ساختار آزاد" بود.در این روش تیم ها هیچ دستورالعملی دریافت نکردند و آزاد بودند به هر روش که تمایل دارند با هم کار کنند.روش دوم "بارش افکار" بود.به این تیم ها دستورالعمل های استاندارد تکنیک بارش افکار داده شد و بر ممنوعیت نقد ایده ها تاکید شد.روش سوم"مباحثه" بود.در این روش به تیم ها گفته شد:"اغلب تحقیقات توصیه می کنند که بهترین روش برای رسیدن به راه حل های مطلوب ارائه راه حل های بسیار است.هر کس آزاد است نظر خود را مطرح
کند.بنابراین از مطرح کردن هر انچه به ذهنتان می رسد نترسید.علاوه بر این اغلب مطالعات پیشنهاد می دهند که ایده های یکدیگر را نقد کنید و آنها را به بحث بگذارید."

نتایج تیم ها بسیار متفاوت بود.در حالی که نتایج گروه های بارش افکار اندکی از گروه های با ساختار آزاد بهتر بودند،تیم های مباحثه بسیار خلاق تر بودند و به طور متوسط 25درصد بیشتر ایده ارائه کردند.اما نتایج به همین جا محدود نشد.پس از این مرحله تیم ها منحل شدند و از افراد خواسته شد تا اگر ایده های بیشتری دارند که در نتیجه ی بحث در گروه به ذهن آنها رسیده،مطرح کنند.افرادی که پیش از آن در تیم های بارش افکار یا ساختار آزاد عضو بودند، به طور متوسط دو ایده ی جدید داشتند.اما افراد تیم های مباحثه بیش از هفت ایده مطرح کردند!

 
فیلم های کمدی تماشا کنید

افراد شادتر خلاق تراند.در مطالعه پژوهشگران دانشگاه نورث وسترن،افرادی که امتیاز بالاتری را در یک تست استاندارد اندازه گیری سطح خوشحالی کسب کرده بودند،توانستند 25درصد بیشتر از افراد ناراحت یا عصبانی تست های خلاقیت راحل کنند.حتی یک احساس خوشحالی کوتاه نیز می تواند خلاقیت افراد را به میزان چشمگیری افزایش دهد.در این مطالعه افرادی که فیلم خنده داری را از رابین ویلیامز تماشا کرده بودند 20 درصد بیشتر از شرک کنندگانی که فیلم ترسناک یا خسته کننده تماشا کرده بودند، به تست ها پاسخ دادند.

 
زمان هایی را به استراحت اختصاص دهید

حتی افراد با استعداد نیز همیشه نمی توانند نتایج درخشانی را کسب کنند.زیرا خلاقیت صرفا خلق ایده های جدید نیست بلکه ارزیابی ایده ها و یافتن آنچه ارزشمند است نیز اهمیت دارد.پژوهشگران دانشگاه رادبود نشان دادند که چگونه می توانیم در ارزیابی ایده هایمان بهتر عمل کنیم. در اولین آزمایش به 112 دانشجو2دقیقه زمان داده  شد تا راه حل خلاقانه ای برای مشکل صف هایی که جلوی صندق سوپرمارکت ها تشکیل می شود،بیابند.شرک کنندگان در این آزمایش به دو گروه تقسیم شدند.گروه اول مستقیما آزمایش را شروع کردند و از گروه دوم خواسته شد ابتدا به کاری نا مرتبط مثلا یک بازی کامپیوتری بپردازند و سپس آزمایش را انجام دهند.پس از این که افراد همه ی ایده هایی را که به ذهنشان می رسید یادداشت کردند،از آنها خواسته شد تا خلاقانه ترین ایده ی خود را انتخاب کنند.گرچه دو گروه در مرحله ایده پردازی تفاوتی نداشتند اما در مرحله شناسایی بهترین ایده،گروه دوم بهتر عمل کرده بود.شرکت کنندگانی که به ضمیر نا خودآگاه خود استراحت کوتاهی داده بودند،مزیت قابل توجهی نسبت به گروه دیگر داشتند و در 55درصد موارد نو آورانه ترین مفاهیم را انتخاب کردند.در حالی که گروهی که مستقیما به دنبال ایده پردازی رفته بودند،تنها در20درصد موارد توانستند خلاقانه ترین ایده را تشخیص دهند.پرداختن به کاری متفاوت تواناییافراد را در ارزیابی ایده ها دو برابر کرد.


-مثل بچه ها فکر کنید

به گفته ی پیکاسو:"هر کودک یک هنرمند است.مشکل اینجا است که وقتی بزرگ می شود چگونه یک هنرمد باقی بماند."به گفته ی روانشناسان داکوتای شمالی نشان می دهد بازیابی خلاقیتی که در بزرگسالی از دست داده ایم امکان پذیر است.چند صد شرکت کننده دراین مطالعه به دو گروه تقسیم شدند.از گروه اول خواسته شد که به این سوال پاسخ دهند:"شما هفت سال دارید و مدرسه تعطیل شده است.چه کار انجام می دهید؟به کجا می روی و چه کسانی را ملاقات می کنید؟"از گروه دوم هم خواسته شد که به همین سوالات پاسخ دهند.با این تفاوت که جمله ی اول"شما هفت سال دارید و مدرسه تعطیل شده است" حذف شد.پس از ده دقیقه پاسخگویی به این سوالات از شرکت کنندگان تست خلاقیت گرفته شد.برای مثال از آنها خواسته شد کاربردهای جدیدی برای تایر خودرو یا یک آجر پیشنهاد دهند.حق با پیکاسو بود،امتیاز تست خلاقیت در گروه اول که فرض کرده بودند کودکی هفت ساله هستند تقریبا
دو برابر گروه دوم بود.

 محدودیت های خود را با آغوش باز بپذیرید!

می گویند:" هنر از محدودیت بر می خیزد.زیباترین بخش هرتابلو چهارچوب آن است."اگرچه عموما تصور می شود که تخیل نیازمند آزادی مطلق است،اما هنرمندان و طراحان معمولا بر اساس قواعد و الزامات عمل می کنند.برای مثال در شعر مثنوی هر دو مصراع یک بیت باید قافیه مشابه داشته باشد و هر بیت نیز قافیه ی متفاوتی دارد.در غزل قافیه مصراع اول و مصراع های زوج مشابه است، حتی شعر نو هم
وزن دارد.اما چرا این قواعد و الزامات وجود دارد؟پاسخ روانشناسان دانشگاه آمستردام
جالب و غیر منتظره است:موانع برای ذهن انسان مفید هستند وافراد را قادر می کنند تادر قالبی کل نگر و خلاقانه تر بیندیشند.در این پژوهش شرکت کنندگان به دو گروه
تقسیم شدند.در حالی که افراد گروه اول مشغول یک بازی فکری با کلمات بودند،سر و
صداهایی برای پرت کردن حواس آنها به عنوان مانع در محیط پخش می شد.سپس آزمونی از دو گروه گرفته شد تا توانایی آنها در استدلال کردن،بدون اینکه درگیر جزئیات شوند اندازه گیری شود.به عبارت دیگر این توانایی به این بر می گردد که افراد تا چه حد
می توانند در میان انبوه درختان (جزئیات مسئله)، جنگل (کلیت مسئله) را تشخیص
بدهند.نتایج این مطالعه نشان داد که گستره ادراکی افرادی که در معرض سر و صدا قرار گرفته بودند،افزایش یافته بود.راه حل های خلاقانه را می توان با نگاه کل نگر به
مسئله یا به عبارتی دیدن جنگل،درختان یا جزئیات مسئله مانعی هستند که جلوی دید
انسان را می گیرند و مانع از یافتن پاسخ های خلاقانه می شوند.تفکر کل نگر زمانی
ضرورت پیدا می کند که به دنبال ایده های جدید هستیم و باید مرزهای معمول تفکر را
پشت سر بگذاریم.این مسئله توضیح می دهد که چرا دانشجویانی که ابتدا در معرض سر و صدا قرار گرفتند در آزمون های فکری 40 درصد بهتر عمل کردند.

نکته ی مهم این است که مغز انسان از یک شبکه عصبی در هم تنیده تشکیل شده است که با مجموعه ی تقریبا نا متناهی از گزینه های مختلف رو به رو است.بنابراین ناچار است زمان و انرژی زیادی را صرف کند تا تصمیم بگیرد به چه چیزهایی توجه نکند.از این رو خلاقیت را فدای کارایی می کند.به همین دلیل است که ما ترجیح می دهیم در قالب نثری ساده بنویسیم و نه شعری نمادین.تا زمانی که ذهن ما با
مانعی چالش برانگیز رو به رو نشود،این زنجیره ی شناختی شکسته نشده و امکان تفکر خارج از مرزهای مرسوم فراهم نمی شود.این مزیت موانع در رابطه با فعالیت های
نامرتبط نیز وجود دارد و به همین دلیل،آغاز کردن روز با حل یک جدول کلمات متقاطع
یا یک سودوکوی دشوار می تواند به تقویت مهارت حل مسئله در شما کمک کند.

 
با غریبه ها کار کنید

حل بسیاری از مسائل دشوار نیازمند همکاری است و از توانایی های
یک فرد به تنهایی خارج است.ما ناچاریم با یکدیگر کار کنیم یا به تنهایی شکست
بخوریم.سوال اینجا است که بهترین استراتژی برای خلاقیت گروهی چیست؟برایان
یوزی،روانشناس از دانشگاه نورث وسترن با سال ها مطالعه ی تئاترهای موزیکال برادوی تلاش کرد به این سوال پاسخ دهد.او معتقد است که این هنر در نتیجه ی همکاری بین هنرمندان مختلف شامل بازیگران،کارگردان،آهنگ ساز و غیره شکل می گیرد و بنابراین نمونه ی خوبی برای مطالعه در مورد خلاقیت گروهی است.

او هر تئاتر موزیکالی را که بین سال های 1954 تا 1989 در برادوی برگزار شده بود، مطالعه کرد و به تحلیل 474 تیم تولید پرداخت.اولین یافته ی او این بود که افرادی که در برادوی فعالیت می کردند همگی عضوی از یک شبکه ی اجتماعی به هم مرتبط بودند.در گام بعدی او روشی را یافت تا شدت این ارتباط را اندازه گیری کند و آن را Q نامید.در واقع میزان Q نشان دهنده ی میزان نزدیکی و ارتباط بین افراد بود.یوزی تلاش کرد تا ارتباط بین میزان Q و موفقیت هر تئاتر را بررسی کند.نتایج مطالعه نشان می داد که ارتباط نزدیک بین افراد مهم ترین عامل موفقیت در برادوی بود.هر چه میزان Q
پایین تر بود احتمال شکست تئاتر هم افزایش پیدا میکرد. به این دلیل که هنرمندان
یکدیگر را نمی شناختند و در این شرایط برقراری ارتباط و انتقال ایده ها برایشان
دشوار بود.اما نتیجه ی جالب تر این بود که زمانی که میزانQ از حدی بالاتر می رفت باز هم کار با مشکل مواجه می شد.در این حال هنرمندان آن قدر به هم نزدیک بودند که تقریبا شبیه به هم فکر می کردند.بنابراین نمی توانستند ایده های جدید مطرح کنند و نوآوری داشته باشند.نتایج مطالعات یوزی نشان داد که برای مشارکت های خلاقانه یک حالت بهینه وجود دارد.بهترین تیم های برادوی آنهایی بودند که ترکیبی از روابط مختلف بین افراد وجود داشت.تعدادی از اعضای تیم دوستان قدیمی بودند اما افراد کاملا جدید نیز در تیم وجود داشتند.این ترکیب کمک می کرد که نه تنها تعاملات کارایی بین افراد وجود داشته باشد،بلکه ایده های جدید در تیم مطرح شود.یوزی معتقد است افراد در کنار دوستان خود احساس راحتی بیشتری می کنند.به همین دلیل تمایل دارند تنها با دوستان خود کار کنند.اما این دقیقا کاری است که نباید انجام دهند! اگر دوست دارید کار فوق العاده ای انجام دهید علاوه بر دوستانتان دنبال افراد جدیدهم باشید.

 

 

 

منبع:شماره
55 مجله دانستنی ها/صفحه63-61/مرضیه رستمی

برچسب‌ها: خلاقیت