حل مسئله و تاریخچه آن
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٢ : توسط : نادررشیدی

حل مسئله

متفکرمسئله زمانی پیش می آید که بخواهیم به هدفی برسیم ولی درحال حاضر امکانپذیر نیست.نخستین پژوهش هایی که در زمینه حل مسئله صورت گرفته از سوی طرفداران مکتب گشتالت بوده است . آن ها با تلقی رفتارگرایان ، به خصوص ثرندایا ز حل مسئله مخالف بودند و می گفتند حل مسئله حیوان چیزی بیش از کوشش ، خطا وتکرار مجدد پاسخ هاست . گشتالتی ها معتقد بودند رفتار حل مسئله تولید دوباره است .تولید دوباره حل مسئله شامل استفاده مجدد از تجربیات گذشته است که عمدتا به صورت نا اشکار است . تولید حل مسئله ، از طریق بینش یافتن بر ساختار مسئله و تجدیدسازمان دوباره مسئله مشخص می شود .




نظریه های حل مسئله

نظریه نیوئل و سایمون :در این نظریه بر فهم افراد از مسئله تاکید می شود .درکی که افراد از مسئله خاصی دارد بازنمایی مسئله یا فضای مسئله نامیده می شود . فضای مسئله شامل بیان مسئله ، حالت هدف و مسیرهای بالقوه موجود بین مسئله تا حالت هدف است . معمولا فردی که با یک مسئله روبرو می شود ابتدا در حافظه خود به جستجوی مفاهیم یا طرحواره های مربوط به آن مسئله می پردازد . اگر حلال مسئله ماهر باشد ، از دانش موجود خود در باره آن تکلیف برای تعریف و فهم مسئله استفاده می کند و به این ترتیب جستجوی حافظه را گریزناپذیر می کند . انها تعریف رسمی از فضای مسئله عرضه کرده اند که شامل پنج جز خاص است ( گلاور ، رونینگ، و برونینگ ، 1990 ):
1- مجموعه ای از عناصر که هر کدام بازنمای یک تکه دانش درباره تکلیف حل مسئله به طور کلی است
.
2- مجموعه ای از عامل ها ، روش های استفاده از مجموعه ای از تکه های دانش به منظور تولید دانش جدید از دانش موجود .

3- دانش حالت آغازین در باره مسئله ، یعنی کل دانشی که حلال مسئله درباره مسئله در اغاز شروع حل مسئله خاص دارد .

4- خود مسئله ، شامل مجموعه ای از حالت های نهایی و هدف های مطلوب که باید از طریق کاربرد عامل ها ( روش ها ) به آن رسید .
 5- کل دانش در دسترس حلال مسئله ، که نه تنها شامل دانشی است که فرد درباره مسئله خاص دارد، بلکه شامل این دانش است که مسائل چگونه حل می شوند و چگونه راه حل های بالقوه را باید ارزشیابی کنیم و غیره .

نیوئل و سایمون بر راهبردهای مختلف همچون تحلیل وسیله – هدف و خرد کردن تاکید دارند . روش تحلیل وسیله – هدف برای این طراحی شده است که مسائل پیچیده تر را ، که ممکن است در آن ها حرکاتی در جهت دور شدن از حالت هدف لازم باشد ، بگشاید . این روش در پی طراحی سلسله ای از گام ها (خرد ، اهداف ) است که به حلال مسئله کمک می کند تا به سمت راه حل حرکت کند .
درنظریه گانیه (1985 ) حل مسئله یادگیری قاعده سطح بالاتر نام گرفته است
. طبق این نظریه یادگیرنده از ترکیب قاعده های ساده قاعده های سطح بالاتری درست می کند که این خود منجر به حل مسئله می شود . بنابراین ، در حل مسئله ، یادگیری قبلی فرد ، به ویژه قواعد یا اصولی که او قبلا آموخته است ، باید به طریقی تازه با هم ترکیب شوند
.
انواع مسئله

مسائل به انواع مختلفی تقسیم می شوند از یک زاویه مسائل به دو دسته مسائل خوب تعریف شده ، و مسائل بد تعریف شده تقسیم می شوند. مسائل خوب تعریف شده مسائلی هستند که یک راه حل قاطع و روشن ( حالت هدف ) برای آن ها همواره در دسترس است . بسیاری از مسائل ریاضی و علوم خوب تعریف شده اند که در آن حالت هدف روشن و درست است بیشتر دانش معمولی ما متشکل از راه حل های
مسائل خوب تعریف شده است . نوشتن چند بیت شعر یک مسئله بد تعریف شده است . برای سرودن شعر لازم است که سراینده حالت نهانی را – این احساس که شعرش چگون باید باشد

مراحل حل مسئله

. تحقیقات روانشناسان نشان داده است که حل مسئله چهار مرحله دارد ( سانتراک ، 1383 :1- یافتن مسئله و چارچوب بندی آن .

2-تدوین راهبردهای خوب حل مسئله

3- ارزیابی راه حل ها .

4- بازنگری و تعریف مجدد مسائل و راه حل ها به مرور زمان .

1- یافتن مسئله و چارچوب بندی آن :قبل از آن که بخواهیم مسئله ای را حل کنیم ، باید آن را پیدا کنیم . یافتن و چارچوب بندی مسائل غالبا مستلزم طرح خلاقانه سوال است
.
2- تدوین راهبرد های خوب حل مسئله :

3- برخی از این راهبردها عبارتند از : ،
الگوریتم ها ، و روش اکتشافی .

الگوریتم ها راهبردهایی اند که راه حل مسئله را تضمین می کنند . الگوریتم ها شکل های مختلفی دارند که از جمله آن ها فرمول ، دستور العمل یا آزمون همه راه حل های ممکن است . مثلا در رانندگی (رانندگی بر اساس علائم راهنمایی و رانندگی ) از الگوریتم استفاده می کنیم . ( هیئت  مولفان ، روانشناسی عمومی ، تهران ، دانشگاه پیام نور ، 1386 ، ص 287 – 290 ) .

روش اکتشافی روشی کلی است که برای حل کردن دامنه وسیعی از مسائل مختلف به کار می رود . این روش قابل استفاده با مسائل ناقص تعریف شده و نامشخص است . روش اکتشافی یک شکل واحد ندارد و دارای فنون مختلفی است . که
شناخته ترین آنها روش تحلیل وسیله – هدف ،راهبرد وارونه و روش استدلال قیاسی است.

روش تحلیل وسیله – هدف : یا استدلال استقرایی معروفترین روش اکتشافی تحلیل وسیله – هدف است . اسلاوین (2006 ) گفت :  روش تحلیل وسیله – هدف بر شناسایی هدف ( موقعیت مورد نظر ) ، موقعیت فعلی ، و آنچه باید انجام گیرد ( وسیله ) تاکید می کند تا فاصله بین دو موقعیت ( مورد نظر و فعلی ) کاهش
یابد .در روش تحلیل وسیله – هدف مسئله به تعدادی خرده هدف واسطه ای تقسیم می شود و بعد برای رسیدن به هر یک از خرده هدفها وسیله مورد استفاده قرار می گیرد . وولفلک (2004 ) برای روشن ساختن این نکته گفته است نوشتن یک مقاله تحقیقی 20 صفحه ای ممکن است برای بعضی دانشجویان یک تکلیف دشوار به نظر آید . برای آسان ساختن مسئله می توان آن را به چند هدف واسطه ای زیر تقسیم کرد : 1-انتخاب یک موضوع 2- یافتن منابع اطلاعاتی 3- خواندن و سازمان دادن اطلاعات 4-تهیه فهرست مطالب و غیره . وقتی که مسئله کلی به صورت تعدادی مسئله فرعی تغییر یابد حل مسئله اسان تر می شود .روش تحلیل وسیله – هدف برای حل مسئله می تواند هم سیر از آغاز تا هدف را بپیماید و هم از هدف تا شروع بشود و به آغاز برسد . موارد اول راهبرد کار به سوی جلو و مورد دوم راهبرد کار به سوی عقب نام دارد. راهبرد کار به سوی جلو راهبرد بالارفتن از تپه هم نامیده شده است .در این روش فرد از وضع فعلی شروع می کند و می کوشد تا آن را در جهت رسیدن به هدف تغییر دهد . در راهبرد به سوی عقب (وارونه ) فرد از هدف شروع می کند و گام به گام به عقب بر می گردد تا به راه حل مسئله برسد. غالبا برای حل مسائل هندسی مناسب است مثلا در مثلث متساوی الساقین یک زاویه 30 درجه زاویه منتهی به ساق دیگر هم 30 درجه را از کل مجموع زوایای مثلث که 180 درجه است کم کنیم زاویه سوم بدست می آید . این همان استدلال استقرایی است که از جز به کل می رسیم


روش استدلال قیاسی : مورد دیگر از حل
مسئله روش قیاسی یا تفکر قیاسی است . یعنی یاد گیرنده از یک موقعیت اشنای مشابه با مسئله برای حل مسئله استفاده می کند . وولفلک (2004 ) گفت پس از انکه زیر دریایی ساخته شد مهندسان فکر کردند که چگونه کشتی های جنگی می توانند حضور آنها و موقعیت آنها رادر قعردریا تعیین کنند . برای این منظور ، از اینکه چگونه خفاش ها مسائل نظیر این را حل می کنند استفاده کردند و به اختراع سونار ( ردیاب صوتی ) موفق شدند . استدلا قیاسی همیشه قطعی است ، به این مفهوم که نتیجه گیری بعدی در صورت درست بودن قواعد یا مفروضات مقدماتی منطقی خواهد بود . بر اساس استدلال قیاسی است که روانشناسان به کمک ان ها بر اساس نظریه ها ، فرضیه می سازند ، چون فرضیه ها در حقیقت بسط منطقی و ویژه آن نظریه کلی است . وقتی نظریه درست باشد ، فرضیه برگرفته از ان نیز دزست خواهد بود .

روش بارش مغزی رویکرد یا روش کلی دیگری برای حل مسئله است که به ان فکر کاوی هم می گویند این روش را الکس اوسبورن (1963 ) ابداع کرده است که شیوه راه حلهای متنوع و متفاوت برای یک مسئله در یک زمان معین است و هدف عمده این است که فرایند تولید پاسخها از فرایند ارزشیابی آنها مجزا بشود ، زیرا غالبا تولید پاسخهای متنوع به وسیله ارزشیابی سرکوب می شود و این ارزشیابی از بروز خلاقیت جلوگیری می کند به طور کلی روش بارش مغزی دارای مراحل زیر است .1- تعریف مسئله 2- تولید هر چه بیشتر راه حل برای مسئله بدون ارزشیابی کردن انها3- تصمیم گیری در مورد معیاری برای داوری درباره راه حل های بالقوه 4- استفاده از این معیار ها برای انتخاب بهترین راه حل (سیف ، علی اکبر ، رروانشناسی پرورشی نوین ، ویرایش ششم ، 1388 ، چاپ دوران ، ص385-388 ) .روش های اکتشافی راهبردهایا راهنمایی
هایی اند که راه حل را نشان می دهند ولی آن را تضمین نمی کنند . اکثر افرادی که به
جدول کلمات متقاطع علاقه داند از این شیوه برای حل انها استفاده می کنند آنها می
دانند که برخی ترکیب ها از برخی ترکیب های دیگر محتمل ترند ، مثلا اگر دو حرف c و n در جدول باشد می دانند که احتمالا بین این دو حرف باید یک حرف صدادار باشد . پس
حروف bو qو بسیاری حروف دیگر نمی توانند قرار بگیرند . در دنیای واقعی بسیاری از مسائل با روش های اکتشافی ، بهتر حل می شوند.

3-ارزیابی راه حل ها وقتی مسئله ای را حل می کنیم واقعا نمی دانیم راه حل ارائه شده درست و کارآمد هست یا نه ، مگر آنکه آن راه حل را در عمل بیازماییم .

4- بازنگری و تعریف مجدد راه حل ها به مرور زمان «:مرحله آخر و مهم حل مسئله ، بازنگری و تعریف مجدد و مداوم مسئله است .

5- موانع حل مسئله
مهمترین موانع حل مسائل : تثبیت شدن ، انگیزه کافی نداشتن و عدم کنترل هیجانات.

تثبیت شدن : مردم به راحتی روی راهبرد خاصی تثبیت می شوند . گاهی اوقات ما به این دلیل قادر به حل یک مسئله نیستیم که نمی توانیم از نگاه دیگربه آن مسئله بنگریم .بنابراین ، تثبیت یعنی استفاده از راهبرد قبلی و نگاه نکردن به یک مسئله از یک دید جدید و تازه .در چنین مواردی باید به کاربرد نامعمول راه حل های احتمالی یک مسئله اندیشید به این نوع تثبیت ، تثبیت شدگی کارکردی می گویند.نوع دیگر تثبیت، اصطلاحا آمایه ذهنی نام دارد . آمایه ذهنی نوعی تثبیت است که در آن مسائل را به شیوه ای که قبلا جواب داده ایم حل کنیم . در چنین حالتی ، شخص سعی می کند مسئله را به شیوه ای که قبلا جواب داده است ، حل کند ..

عوامل انگیزشی : برخی از افراد ممکن است مهارت های بسیار خوبی برای حل مسئله داشته باشند و همه مراحل حل مسئله را بدانند ، ولی انگیزه کافی برای استفاده از توانایی هایشان نداشته باشند . داشتن انگیزه درونی برای حل مسائل و صبر و پشتکار در یافتن راه حل خیلی مهم است .
عدم کنترل هیجان : هیجان ها ممکن است هم حل مسئله را تسهیل کند و هم جلوی حل آن ها را بگیرند . حلالهای خوب مسئله معمولا علاوه بر انگیزه داشتن ، هیجانشان را کنترل می کنند و روی حل کردن مسئله متمرکز می شوند .

تفاوت بین متخصصان و مبتدیان در حل مسئله

1- متخصصان ، دانش فراگیر و بسیار سازمان
یافته ای درباره رشته هایشان دارند که به مدد آن می توانند بدون درگیر شدن در تلاش
خسته کننده حل مسئله ، مسئله را در حافظه شان حل کنند .2- متخصصان معمولا بهتر از مبتدیان ، اطلاعات حوزه تخصصی شان را به یاد می آورند و آن ها حافظه برتری دارند .
3- متخصصان معمولا در حل مسائل از راهبردهای موثرتری استفاده می کنند . آن ها پیش از حل مسئله،راهبردها ی موثر حل آن را دارند و در سازمان دهی مجدد یا اصلاح راهبردهایشان در جریان حل مسئله،انعطاف بیشتری دارند .4-متخصصان از تمرین های حساب شده ای برخوردارند . ( هیئت مولفان ، روانشناسی عمومی ، تهران ، دانشگاه پیام نور ، 1386 ، ص 290 – 292 ) .


مبنای عصبی حل مسئله

بخش هایی از قطعه های پیشانی که در جلوی ناحیه حرکتی واقع شده است به نظر می رسد در فرایندهای فکری لازم برای مشگل گشایی ( حل مسئله ) نقشی مهم داشته باشد . ( اتکینسون ، اسمیت و دیگران ، زمینه روان شناسی هیلگارد ، ترجمه رفیعی ، حسن ، 1383 ، ص 52 ).نیمکره چپ به صورت تحلیلی و زنجیره ای عمل می کند و از جز به کل می رود ، ولی نیمکره راست ترکیبی عمل می کند و کل نگر است و در آن دسته از تکالیف که مستلزم تجسم روابط است بسیار کار آمد است ( ابراهیمی مقدم ، حسین ، فیزیولوژی اعصاب و غدد ، تهران ، مدبر ، 1385 ، ص 149 –150).