نامه ابراهم لینکلن به آموزگار فرزندش
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢۸ : توسط : نادررشیدی

به پسرم درس بدهید او باید بداند که همه ی مردم عادل و همه ی آن ها صادق نیستند .اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد ،انسان صدیقی هم وجود دارد .به او بیاموزید که به ازای هر سیاستمدار خودخواهی ،رهبر جوانمردی هم یافت می شود . به او بیاموزید که در ازای هر دشمن دوستی هم هست . می دانم که وقت گیر است اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد . به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد . از پیروزی لذت ببرد .


او را از غبطه بر حذر دارید .به او نقش و تأثیر مهم خندیدن را یاد آور شوید.اگر می توانید به او نقش مؤثر کتاب در زندگی را آموزش دهید .به او بگویید تعمق کند .به پرندگان در حال پرواز در آسمان دقیق شود .به گل های درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز می کنند دقیق شود .به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد .به پسرم یاد بدهید با ملایم ها ملایم و با گردن کش ها گردن گش باشد.به او بگویید به اعتقادش ایمان داشته باشد .حتی اگر بر خلاف مردم حرف بزند .به پسرم یاد بدهید همه ی حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند .ارزش ها را به پسرم آموزش دهید اگر می توانید به پسرم یاد بدهید در اوج اندوه تبسم کند .به او بیاموزید که از ریختن اشک خجالت نکشد .به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعین کند .اما قیمت گذاری برای دل بی معناست .به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود .و اگر گفته ای را بر حق می داند پای سخنش بیاستد و با تمام قوا بجنگد .بگذارید که او شجاع باشد .در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک نازپرورده نسازید .