شعری ازالهی قمشه ای
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۳٠ : توسط : نادررشیدی

جهان آکنده از زیبایی است
از زمین زیر پای تا آسمان بالای سر
و از ابر و موج تا کاغذ ابر و باد
و از بیرنگی عشق
تا نقوش رنگارنگ شمشیرهای دمشق
از تقارن مهیب شیر
تا لطافت نگاه آهو
از افسون نظم تا نظام بی نظمی
از ریاضیات که نشانه ی زلف پریشان عالم است
تا نسیم شعر که بید مجنون دل را پریشان می کند
همه جا نشانی از آن زیباست که نامش اوست
که نامش هوست
همه کائنات سرود خوان که هو، هو
و آدمیان فاخته سان که کو، کو
زیبایی حقیقت است
و حقیقت زیبایی است
و هر دو عین وجودند
و هر سه عین عشقند
و هرچهار همان شادی مطلق اند
و هر پنج دل آدمی است که چون پنجه آفتاب
جامی از شراب نور به دست جهانیان می دهد
دل آدمی ،
اگر چون دهکده عالم جایگاه آب و ملک و دام و دد نباشد
خانه عشق است
و آنجا چون اتاق هزار آئینه زلیخا
به هر سو بنگرد،
جز جمال یوسف و یوسف جمال چیزی نمی بیند

منبع: کتاب کیمیا (1)