تاریخچۀ نظریه های یادگیری در طراحی آموزشی
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۸ : توسط : نادررشیدی

) تحول در اهداف رفتاری

در یک دیدگاه رفتاری، اهداف یادگیری، با مثال « مشخص، کمی پذیر، نهایی» بیان می شود: دانش آموز پس از پایان آموزش باید بتواند به 90% سئوال ها پاسخ کامل دهد.

طبقه بندی بلوم در مورد یادگیری:

بلوم در سال 1956 یک طبقه بندی در حوزه های شناختی، نگرشی و روانی-حرکتی ارائه دادند که طبقه بندی شناختی شامل: دانش-درک و فهم-کاربرد-تحلیل-ترکیب-ارزشیابی

طبقه بندی گانیه در مورد یادگیری:

گانیه در سال 1972 طبقه بندی خود را که از پنج مقوله تشکیل شده بود، ارائه داد که شامل: اطلاعات کلامی-مهارتهای ذهنی-راهبردهای شناختی- نگرش-مهارت حرکتی

تسلط آموزی« یادگیری در حد تسلط»

موریسون در دهۀ 1930 برای اولین بار یادگیری در حد تسلط را عنوان کرد.

فرض آن این است که همۀ دانش آموزان می توانند بر مطالب درسی مسلط شوند، بلوم طرح موریسون را بسط داد.

یادگیری در حد تسلط تنها برای سطوح پایین یادگیری موثر است و برای یادگیری در سطوح بالا مناسب نیست.(ساتلر1990)

2) ماشین آموزش و تحول در آموزش برنامه ای

بر مبنای ماشین آموزش اسکینر دربارۀ شرطی شدن کنشگر، ضروری است یادگیرنده، پرسش را کامل کند و یا به آن جواب دهد و سپس بازخورد درست بودن آن پاسخ را دریافت کند. اسکبنر ماشین خود را در سال 1954 عرضه کرد. (ساتلر1990)

3) رویکرد های انفرادی به آموزش

آموزش انفرادی در دهۀ 1960 احیا شد. طرح کلر، آموزش تجویز شدۀ انفرادی، برنامۀ یادگیری بر اساس نیاز ها . آموزش هدایت شدۀ انفرادی ، همگی نمونه هایی از به کارگیری آموزش فرد نگر در آمریکا هستند. (ساتلر1990)


4) آموزش به کمک کامپیوتر

در دهۀ1950 از این آموزش برای اولین بار در آموزش و پرورش استفاده شد. اما تا اواسط دهۀ هفتاد به موفقیت مورد انتظار دست نیافت

بعضی از دلایل این ناکامی عبارتند از:

· عرضۀ بیش از اندازه آموزش به کمک کامپیوتر که امکان ارسال نیافت

· کمی حمایت از سوی بعضی از بخش ها

· مشکلات فنی در کاربرد

· کمبود نرم افزار با کیفیت

· هزینۀ بالا

5) رویکرد نظام گرا به آموزش

قسمت اعظم رویکرد نظام گرا شبیه فلو چارت کامپیوتری است شامل مراحلی که طراح در طول پیشرفت آموزش طی می کند. رویکرد نظام گرا که ریشۀ آن در جهان تجارت و ارتش است، اهداف و مقاصد زمینه، تحلیل منابع، تدوین طراحی برای عملیات و ارزیابی/ اصلاح مستمر برنامه را شامل می شود. (ساتلر1990)

ب) شناخت گرایی و طراحی آموزشی

از آنجا که هم در شناخت گرایی و هم رفتار گرایی، دیدگاه عینی دربارۀ دانش و اینکه مقصود از این دیدگاه، دانستن و آگاهی از امور است، اهمیت داشت، انتقال از اصول طراحی آموزشی رفتاری به اسلوب و سبک شناختی، خیلی دشوار نبود. تاثیر، علم شناخت بر طراحی آموزشی، با به کارگیری پیش سازمان دهنده از آن، ابزار مربوط به حافظه، استعاره ها، تجزیۀ مطالب به اجزای معنادار و سازماندهی، دقیق مطالب آموزشی از ساده به پیچیده معلوم می شود.

ج) ساخت گرایی و طراحی آموزشی

در ساخت گرایی، بیشتر، یادگیری باز ترویج می شد؛ که در آن سنجش روش ها و نتایج به سادگی صورت نمی گرفت و امکان نداشت که این نتایج و شیوه ها بین دو یادگیرنده یکسان باشد.

در این شیوه اعتقاد بر این است که چون نتایج یادگیری همیشه قابل پیش بینی نیست، آموزش باید یادگیری را تقویت کند، نه آنکه آن را کنترل کند. جوناسون با این ذهنیت،"الگویی" را برای طراحی محیط های یادگیری ساخت گرا پیشنهاد می دهد.

در طراحی محیط های ساخت گرا توجه به موارد زیر شده است:

· بر اساس مذاکرات درونی است

· کاوش در دنیای واقعی

· ایجاد الگوهای فکری

· توجه به روش های حل مسئله

· نیاز به اجرا کنندگان ماهر برای طراحی

· تشریک مساعی بین معلم و یادگیرندگان(جوناسون،سایت اینترنتی)

هر مرحله از فراگیری از دانش، انواع مختلفی از یادگیری را می طلبد: در مراحل اولیۀ فراگیری دانش، استفاده از آموزش کلاسیک شاید بهترین شکل یادگیری باشد؛ اما در مراحل بعدی و پیشرفته تر فراگیری، محیط ساخت گرا مناسب تر است.(دیویدسون،1998)

با توجه به ماهیت التقاطی طراحی آموزشی، نباید اجازه داد یادگیرندگان به سادگی در یک محیط فرا رسانه ای یا فرامتنی رها شوند؛ بلکه برای آموزش آنها باید ترکیبی از طرح آموزشی/ یادگیری قدیم و جدید(عینی و ساخت گرا) را بکار گرفت.

یک رویکرد منتخب به نظریه در طراحی آموزشی

نقش طرح آموزشی، بیشتر در ارتباط با کاربرد نظریه است تا خود نظریه، تلاش برای مقید کردن طراحی آموزشی به یک نظریۀ خاص، مثل قرار دادن مدرسه در جهتی مخالف با دنیای واقعی است.

از دیدگاه عمل گرایانه، طراحان آموزشی کشف می کنند[در یک موقعیت خاص] کدام نظریه عمل می کند؛ و انگاه آن را به کار می برند.

جوناسون انواع یادگیری را با رویکردهای نظریۀ یادگیری مناسب به شرح زیر آورده است:

1-یادگیری مقدماتی: در این مرحله، طراحی آموزشی کلاسیک، مناسب ترین طرح است؛ چرا که از پیش تعیین شده، اجباری، متوالی و متکی به معیار است. یلدگیرنده برای کاوش و اکتشاف بیشتر، مراجعی در اختیار دارد.

2-فراگیری دانش پیشرفته: مرحلۀ بین دانش مقدماتی و دانش تخصصی است. در این مرحله، رویکردهای شناخت گرا را می توان به مرحلۀ اجرا در آورد.

3-مرحلۀ تخصصی: آخرین مرحله در فراگیری دانش است. در این مرحله، یادگیرنده می تواند در محیط یادگیری، تصمیم های هوشمندانه بگیرد. در این مرحله، استفاده از رویکرد ساخت گرا بسیار موثر است.

نتیجه گیری:

در اجرای طرح آموزشی، بر اساس موقعیت . محیط، برای هر نظریه جایی وجود دارد. باید قبل از قرار دادن یادگیرنده در دریای بیکران دانش، با استفاده از یک رویکرد عینی گرا، "تکیه گاهی" در اختیار او نهاد. درک اساسی مطالب ضروری، جهت یاب یادگیرنده در سفر های طولانی است.

نکته مهم دیگر این است که طراح باید بتواند در هر موقعیتی از نظریه های یادگیری مناسب براساس شرایط خاص یادگیری، استفاده بهینه نماید.

هر چند سنت طراحی آموزشی ممکن است رفتاری باشد، بینش های نو در فرایند یادگیری دائما در حال جایگزینی، تغییر و دگرگونی هستند. پیشرفت های به وقوع پیوسته در فن آوری، امکان شاخه شاخه شدن رویکردهای ساخت گرا را در یادگیری فراهم کرده است.

طراح امروز با بکارگیری هوشمندانۀ راهبرها و فن آوری نظریۀ یادگیری، راه حل هایی برای یادگیری پیدا می کند که نیاز های قرن بیست و یکم را برآورده می سازد.

برگرفته از ویلاگ شمسیان